آرمسترانگ در ابتدای کتابش (محمد، زندگینامه پیامبر اسلام، ترجمه کیانوش حشمنی) از سنت خاورشناسانه اسلامپژوهی به شدت انتقاد کرده و کتابش را برای این نوشته که در سالهای اسلام هراسی پس از یازده سپتامبر، راهی بگشاید برای اصلاح نگرش دشمنانه غربیان از مسلمانان. همین باعث شده که مسلمانان موضعی همدلانه با کتاب کارن آرمسترانگ داشته باشند. موضعی که به نظر من خالی از سادهانگاری نیست.

کارن آرمسترانگ تاریخ اسلام را از موضع یک مسیحی باورمند و معتقد به پلورالیزم دینی میخواند؛ کسی که به دین احترام میگذارد و آن را امری ارزشمند و معنادار در زندگی انسان میداند. مسئله اصلی او در مواجهه با اسلام، برجسته کردن اختلافات مذهبی و الهیاتی میان مسیحیت و اسلام نیست، بلکه بیشتر تلاش میکند شباهتها، قرابتها و زمینههای مشترک میان ادیان ابراهیمی را نشان دهد. از این منظر، اسلام برای او پدیدهای کاملاً بیگانه با سنت دینی غرب نیست، بلکه دینی است که میتوان بسیاری از عناصر آن را در امتداد سنتهای پیشین یهودی و مسیحی فهم کرد.
روایت اسلام با ذائقه مسیحی
با وجود این نگاه همدلانه به اسلام، آرمسترانگ تاریخ اسلام را همچنان در پرتو ایمان و تصورات مسیحی خود بازخوانی میکند. او اساساً برای مخاطب اروپایی و غربی مینویسد و میخواهد نشان دهد که تاریخ اسلام آن «دیگری» عجیب، خشن و بیگانهای نیست که در برخی روایتهای غربی ترسیم شده است. از این رو تلاش میکند تحولات روحانی و معنوی زندگی پیامبر و حتی بسیاری از آداب و رسوم، آیینها و احکام اسلامی را برای خواننده مسیحی اموری آشنا جلوه دهد. نتیجه طبیعی چنین رویکردی تأکید فراوان بر شباهتهاست. در حالی که در سنت اسلامی، بر ویژگی منحصربهفرد پیامبر اسلام و تفاوت بنیادین تجربه نبوی او با دیگر شخصیتهای دینی تأکید زیادی شده است، آرمسترانگ در موارد مختلف میکوشد این تجربه را در چارچوب الگوهای شناختهشده مسیحی توضیح دهد. به همین دلیل در جای جای کتاب به ریشههای مسیحی یا یهودی برخی آیینها و مفاهیم اسلامی اشاره میکند و حتی برخی از احوال و تجربههای پیامبر را با زندگی و تجربههای قدیسان مسیحی مقایسه میکند.
پیشفرض اساسی نویسنده این است که پیامبر اسلام فردی معنوی بود که میخواست اصلاحاتی اجتماعی و دینی در جامعه عربستان ایجاد کند. از نظر او، پیامبر برای تحقق این هدف از سنتهای دینی موجود، بهویژه یهودیت و مسیحیت، بهره گرفت و مواد دینی لازم را از این سنتها اخذ کرد؛ از داستانها و روایتهایی که بعدها در قرآن بازتاب یافتند تا احکام، آیینها و برخی مفاهیم دینی. با این حال، آرمسترانگ معتقد است محمد صرفاً ناقل یا تکرارکننده این سنتها نبود، بلکه آنها را متناسب با شرایط جامعه خود تغییر داد و بازسازی کرد و در جهت ایجاد یک جامعه دینی جدید به کار گرفت. در نتیجه، اسلام از نظر او هم در تداوم یهودیت و مسیحیت قرار میگیرد و هم با تغییر و بازسازی عناصر این دو سنت، به دینی مستقل و متمایز تبدیل میشود.
مسئله منابع و اعتبار روایت آرمسترانگ
کتاب آرمسترانگ با یک مسئله مهم تاریخی مواجه است. آرمسترانگ تقریباً یکسره تفسیر رایج و سنتی منابع کلاسیک تاریخ اسلام از زندگی پیامبر را پذیرفته است، بیآنکه بررسی جدی منبعشناختی یا متنشناختی درباره این منابع و گزارشهای آنها انجام دهد. او داستانهای موجود در منابع سیره و تاریخ را عموماً به عنوان دادههای تاریخی در نظر میگیرد و سپس بر اساس آنها به تفسیر شخصیت و اقدامات پیامبر میپردازد. در چنین شرایطی ممکن است نویسنده تفسیری حتی درخشان، منسجم و قابل تأمل از یک پدیده تاریخی ارائه کند، اما خود آن پدیده از نظر تاریخی اساساً اثبات نشده باشد. این تمایز میان «تفسیر یک روایت» و «بررسی تاریخی خود روایت» در پژوهش امروزین تاریخی اهمیتی کلیدی دارد.
پژوهشهای تاریخی جدید، بهویژه در حوزه تاریخنگاری و مطالعات منابع صدر اسلام، ابهامهای فراوان موجود در گزارشهای تاریخی را روشن کرده و نشان دادهاند که اطلاعات ما درباره بسیاری از جزئیات تاریخ اسلام نخستین، تا چه اندازه متأخر، مسئلهدار یا غیرقابل اعتماد است. بنابراین، پیش از آنکه بتوان درباره معنای یک گزارش تاریخی یا نسبت آن با تاریخ مسیحیت و یهودیت بحث کرد، لازم است اساساً مشخص شود که آن گزارش تا چه اندازه میتواند به عنوان یک داده تاریخی معتبر مورد استفاده قرار گیرد. در غیر این صورت، ممکن است بخش مهمی از تحلیل صرفاً تفسیر ادبی یا الهیاتی روایاتی باشد که اعتبار تاریخی آنها محل پرسش است. از این منظر، تفسیر داستانهای موجود در منابع تاریخنگاری سنتی، بدون مواجهه انتقادی با خود منابع، نمیتواند به تنهایی ما را به شناخت تاریخی معتبر از صدر اسلام برساند.
بدین ترتیب، این کتاب را نباید پژوهشی تاریخی، به معنای دقیق کلمه و بر اساس معیارهای علم تاریخ، دانست. هدف آرمسترانگ بیشتر ارائه روایتی از ظهور اسلام و زندگی پیامبر است که با منظر خاص او درباره تاریخ ادیان و رابطه میان سنتهای دینی سازگار باشد. و همین ویژگی باعث میشود کتاب برای خواننده مسلمان جذابیت خاصی داشته باشد.
کامران محمدحسینی
شهریور 1405